ضامن بن شدقم الحسيني المدني (مترجم: شانه چى)

26

وقعة الجمل (نبرد جمل) (فارسى)

ابو اسحق نيز در روايتى مىگويد : « وقتى محاصره عثمان سخت شد بنى اميه تلاش كردند كه او را شبانه خارج كنند و سوى مكّه ببرند اما مردم از اين كار آگاه شدند و نگهبان‌هايى بر او گماردند سر كرده نگهبانان طلحه بن عبيد اللّه بود و او نخستين كسى بود كه تير به خانه عثمان پرتاب كرد . در همين حال كه محاصره بر عثمان سخت شده بود و تشنگى بر او فشار مىآورد از بالاى خانه به مردم نگاه كرد و گفت : اى مردم ، جرعه آبى به ما بدهيد و از آن چه خدا به شما روزى كرده به ما نيز بدهيد . اما زبير بن عوام بر او بانگ زد : اى نعثل ، نه به خدا سوگند از آن نخواهى چشيد » . « 1 » ابن ابى الحديد معتزلى مىگويد : « ابو جعفر نقيب مىگفت : عثمان پنجاه هزار [ درهم ] از طلحه بن عبيد اللّه طلبكار بود روزى طلحه به او گفت : پول تو آماده است آن را بگير . عثمان گفت : اين پول از آن تو باشد براى جوانمردى و مروت تو . وقتى كه عثمان در محاصره بود على عليه السّلام به طلحه گفت : تو را به خدا سوگند مىدهم كه از عثمان دست بردارى . طلحه جواب داد : به خدا سوگند دست بر نمىدارم تا اين كه بنى اميه اين حق را از خودش بپردازد . پس از آن على عليه السّلام مىگفت : خدا پسر صعبه را ملامت كند كه عثمان مال بسيار به او داد و او چنين رفتارى با او كرد » . « 2 » اين روايات همگى تصريح دارند كه طلحه و زبير در آشوب عليه عثمان شركت فعالى داشتند و آنها بودند كه محاصره را به عثمان تنگ كردند و از رسيدن آب به او جلوگيرى كردند تا جايى كه او چندين بار از امام على عليه السّلام كمك خواست و امام عليه السّلام عليرغم ممانعت طلحه براى رسيدن آب به عثمان تلاش كرد . ابن اثير در اين باره مىگويد : « على عليه السّلام به طلحه گفت : از تو مىخواهم كه به او آب برسانى ، و به شدت خشمگين شد تا اين كه آب به خانه عثمان وارد شد » . « 3 » و سرانجام

--> ( 1 ) مصنفات شيخ مفيد ، 1 ، 146 . ( 2 ) شرح نهج البلاغه ، 2 ، 161 . ( 3 ) الكامل فى التاريخ ، 3 ، 166 .